نیازهای روانشناختی بیماران مبتـلا به سرطان

صفحه اصلی / مقالات / مقالات روانشناسی / نيازهای روانـشنـاختی بيماران مبتـلا به سرطان

نیازهای روانشناختی بیماران مبتـلا به سرطان

سرطان تاثیر قابل توجهی بر ازدواج‌ها و روابط طولانی مدت مانند روابط خانوادگی دارد. بعد از تشخیص سرطان، هر یک از زوجین احساسات ناخوشایندی مانند ناراحتی، اضطراب، خشم و یا حتی ناامیدی را تجربه می‌کنند. میزان و نوع اثرات سرطان از زوجی به زوج دیگر متفاوت است. در برخی موارد، مواجه شدن با چالش‌های سرطان موجب قدرتمندتر شدن رابطه می‌گردد. در بعضی از زوجین، استرس ناشی از سرطان باعث ایجاد مشکلات جدید و حادتر شدن مشکلات پیشین می شود.

در این جا برخی از تغییراتی که تقریباً در اکثر روابط رخ می‌دهد، مورد بررسی قرار می‌گیرد:


نقش ها:

سرطان معمولاً نقش‌ها را تغییر می‌دهد. این موضوع یک چالش جدی در مسیر روابط افراد است. فردی که اغلب در دسترس بوده و پیش از این به عنوان یک مراقب ایفای نقش ‌کرده اکنون باید از قبول نقش‌های مستقل امتناع ورزد؛ و یا فردی که تا به امروز تحت عنوان مراقب ایفای نقش نکرده است اکنون باید به چنین نقش‌هایی تن دهد. ممکن است همسر شما بخواهد برنامه درمانی شما و ملاقات‌هایتان با تیم پزشکی را مدیریت کند. اگر هر دوی شما با این رویه راحت باشید، این به شما در مواجهه با بیماری کمک خواهد کرد. اما باید توجه داشته باشید که به نیازها و تمایلات یکدیگر گوش دهید و منعطف باقی بمانید. گاهی اوقات همسر فرد بیمار، بیش از اندازه در نقش حمایتگر فرو می‌رود. عدم آگاهی نسبت به نقش‌ها و نحوه ایفای صحیح آنها، سبب بروز مشکلات عمیقی می‌شود. یکی از بارزترین وجوه این مشکل، تبادل اطلاعات مربوط به بیمار و بیماری بین افراد ذیربط نظیر بیمار، خانواده، گروه درمانی، دوستان و اقوام و … است.

نکته بسیار مهم اینست که تبادل اطلاعات در خصوص بیماری و جزئیات آن باید بسیار هوشمندانه باشد.در بسیاری از موارد پنهان کردن حقایق موجب ایجاد حس تنهایی در هر دو نفر می‌‌شود. با همسرتان در رابطه با احساساتتان صحبت کنید تا بتوانید برای تصمیم گیری پیرامون درمان و سایر موارد مربوط به بیماری به زبان مشترک دست یابید.


مسئولیت ها:

در هر خانواده وظایف مدیریت، اجرا و پیگیری امور بین افراد تقسیم می‌شود. مثلاً یک نفر مسئولیت آشپزی و خانه‌داری را به عهده می‌گیرد و دیگری نظافت و پرداخت قبض‌ها را انجام می‌دهد.

اگر سرطان باعث شود که فرد احساس خستگی و ناتوانی در انجام کارهای روزمره را داشته باشد، همسر بیمار می‌بایست مسئولیت‌های او را به عهده بگیرد. اگر فرد توانایی کار کردن نداشته باشد، همسر فرد بیمار مجبور است مسئولیت کار کردن در خارج از خانه را بر عهده گرفته و در عین حال به بسیاری از امور خانه نیز رسیدگی کند. فشار کاری وارد شده به همسر بیمار می­تواند شرایط را از کنترل خارج کرده و منجر به احساس وحشت و خشم شود.


 نیازهای جسمانی:                          

نیازهای جسمانی فرد بیمار در طول دوره بیماری تغییر می‌کند. نکته مهم این است که هر دو نفر بتوانند با نیازهایشان ارتباط برقرار کنند. ممکن است شما در رابطه با نیازهای روزمره خود همچون پوشیدن لباس یا نظافت شخصی نیاز به کمک داشته باشید و مطرح کردن این مسئله برایتان دشوار باشد.

از سوی دیگر ممکن است همسر شما متوجه این نیازهای شما نباشد؛ لذا باید خیلی شفاف نیازهای خود را بازگو کنید. این باعث می‌شود تا از احساس نامطلوب مانند خشم و وحشت  رهایی یابید.


نیازهای عاطفی:

طبیعی است که هر یک از دو نفر نیازهای عاطفی خاص خودش را داشته باشند، اما باید پذیرفت که این نیازها با یکدیگر تفاوت دارد. نکته مهم اینست که هر دو نفر نیاز دارند در رابطه دو جانبه نسبت به یکدیگر اطمینان قابل قبولی داشته باشند.

زوج ها باید نسبت به نیازهای عاطفی برآمده از سرطان حساس باشند و با یک متخصص (درمانگر یا مشاور) در ارتباط باشند. ممکن است فرد بیمار نگران این مسأله باشد که موجب آسیب به فرد مورد علاقه اش شود. بنابراین خیلی مهم است که فرد بیمار بتواند به راحتی احساساتش را به زبان آورده و نسبت به نتایج و اثرات آن در طرف مقابل تا حدودی احساس امنیت کند.


صمیمیت و مسائل جنسی:

سرطان و درمان آن معمولاً روی مسائل جنسی اثر می گذارد. افسردگی، خستگی، حالت تهوع، اختلال نعوظ، خشکی واژن و دیگر مشکلات جسمانی یا عاطفی که در اثر ابتلا به سرطان به وجود می‌آید ممکن است موجب تمایل کمتر زوجین به برقراری رابطه جنسی شده و یا رابطه‌ای دردناک و غیر لذت‌بخش را سبب شود.

هر یک از زوجین باید بتواند به راحتی در مورد مسائل جنسی با همسر خود گفتگو کند. در صورتیکه در بیان احساس و مشکلتان با دشواری مواجه هستید حتماً از یک مشاور یا درمانگر کمک بگیرید. آنها می‌توانند در این خصوص به شما راهکارهایی را پیشنهاد دهند.


فرزندان:

به عنوان یک والد مبتلا به سرطان ممکن است در موارد ذیل با چالش مواجه شوید:

ارتباطات: شما می خواهید از فرزندتان حمایت کرده و از ترس او جلوگیری نمایید. پس به شکل کاملاً واضح و کامل در رابطه با بیماری خود با او صحبت کنید. زمانی که یکی از والدین به سرطان مبتلا شده، حتی کودکان کم سن و سال هم احساس می‌کنند که مشکلی وجود دارد.

در این شرایط اگر از گفتن حقایق خودداری کنید ممکن است باعث سوءتفاهم شده و موضوع در ذهن کودکان پیچیده‌تر از آنچه هست جلوه کند.

این مسأله ترس و وحشت در فرزندان را تشدید می‌کند. رابطه صادقانه با فرزندتان باعث می شود که آنها بتوانند با آمادگی بیشتری با مسائل پیش رو مواجه شوند.

تغییر در رفتار فرزندان: در روند سرطان و درمان آن انتظار ایجاد تغییر در رفتار فرزندانتان را داشته باشید. فرزندان کوچکتر ممکن است خیلی بیشتر از قبل خود را به شما بچسبانند. این رفتار در نوجوانان ممکن است به شکل عصبانیــت و کناره‌گیـــری از فــــرد بیمار بروز کند. صبور باشید و تلاش کنید برنامه روزانه فرزندانتان را تا جای ممکن مثل همیشه جلو ببرید. فرزندانتان را به سوال پرسیدن تشویق کنید و اجازه دهید در رابطه با احساسات و ترس‌هایشان صحبت کنند. به آن‌ها این اطمینان را دهید که همیشه دوستشان خواهید داشت و مراقبشان هستید.


دوستان و اعضای خانواده:

تأثیر سرطان بر روابط دوستانه و خانوادگی متناسب با میزان نزدیکی هر رابطه می‌تواند متفاوت باشد. ارتباطات، کنش‌ها و واکنش‌های افراد خانواده بر اساس پیش‌زمینه‌های ساختاری تعریف می‌شود؛ در نتیجه روش مقابله خانواده‌ها با اتفاقات یکسان، مختلف است. آشنایی با این موارد به شما در یافتن راهکارهای مناسب برای مدیریت وضعیت به وجود آمده کمک می‌کند.

وجود یک نفر از اعضای خانواده به عنوان همراه مطلع: اینکه مجبور باشید بارها و بارها روند بیماری‌تان را برای دیگران توضیح دهید بسیار خسته‌کننده و استرس‌زا است.

بنابراین بهتر است از یکی از اعضای خانواده که مورد علاقه­تان می‌باشد تقاضا کنید تا مسئولیت پاسخگویی به فامیل و اقوام را به عهده بگیرد.


نویسنده: صدف کیهانی کارشناسی ارشد روانشناسی و آموزش کودکان اسـتثنایی