روان درمانگر بهبود یافته (قسمت اول)

صفحه اصلی / مقالات / مقالات روانشناسی / روان درمانگر بهبود یافته قسمت اول

روان درمانگر بهبود یافته (قسمت اول)

مریم نوشت سری اول

من مریم باباخانی روانشناس بالینی و روان درمانگر، که چندی پیش تجربه روزهای پر چالش، از درمان بیماری سرطان پیشرفته را داشتم، قصد دارم در حوزه ی بهداشت روان این بیماری ، به شما عزیزان اطلاعاتی از تجربیات درمانم منتشر کنم؛ امید است موثر واقع شود و روزی برسد که این بیماری ریشه کن شود، حتما آن روز دیر نیست و بدون شک خواهد رسید.

سرطان، یک بیماری سخت و پرهزینه ای است که فشارها و نگرانی های فراوانی را به فرد مبتلا و خانواده اش تحمیل می کند. اما می شود با افزایش سطح آگاهی ها و تغییر نگرش در مورد سرطان، فشارها و تنش های حاصل از این بیماری را تا حد زیادی کاهش داد. امروزه، درمان های خوب و موثری برای این بیماری پیدا شده که روند درمان را نسبت به سال های گذشته متحول کرده است. بنابراین سرطان پایان راه نیست و درمان پذیر است.

اغلب ذهنیتی که از گذشته در ارتباط با بیماری سرطان شکل گرفته است، این ذهنیت منفی است که یک اتفاق هولناک در حال وقوع است و برای برخی این پایان راه می باشد.
مسئله ای که من متوجه شدم این است که افراد علاقه ای به آگاهی و اطلاع از این بیماری تا قبل از مبتلا شدن خودشان یا نزدیکانش ندارند لذا پس از ابتلا به خاطر عدم اطلاع کافی از شرایط و امکانات درمانی موجود با همان تصورات و برداشت هایی که در گذشته از این بیماری در ذهن دارند، در یک شوک و ناباوری فرو رفته و حتی گاهی تا انکار این بیماری نیز پیش می روند.

بیمار مبتلا به سرطان بعد ازمرحله انکار اتفاق پیش آمده ،مدتی بعد دچار خشم و جنگ می شود و مدام از خود می پرسد، چرا من باید مبتلا شوم ؟ چرا باید سختی بکشم ؟ سرنوشتم چه می شود ؟ یعنی زندگی من به این زودی تمام شد؟ بعد از من بر سر فرزندم ، همسرم ، خانواده ام چه می آید ؟ و …

در ذهن یک فرد بیمار به طور مداوم خیل عظیمی از افکار منفی در حال تولید است که نتیجه آن خشم و اضطراب شدید می باشد گویی فرد احساس می کند دیگر راه نجاتی ندارد.

اولین قدم در مواجه با هر شرایط بحرانی برای انسان این است که می بایست ، احساسات متناسب با آن حادثه را برون ریزی و کنترل کند.
شنیدن خبر مبتلا شدن به سرطان دردناک است و بار هیجانی سنگینی برای فرد مبتلا و نزدیکانش داردو حالت هایی چون: گریه کردن، اعتراض کردن، صحبت کردن درباره نگرانی ها و ترس ها مسئله ای کاملا طبیعی است.

ولی اولین قدم مثبت در مسیر بیماری و درمان، پذیریش بیماری و عواقبی که به همراه دارد، می باشد.

زمانی که فرد توانست از مرحله جنگ و جدال با این موضوع که “چرا من باید مبتلا بشوم عبور کند و بپذیرید که در حال حاضر بیماری اتفاق افتاده است، حالا من برای شروع درمانم چه قدمهایی باید بردارم، می پذیرد بیماری برای من است پس مسئولیت درمان و بهبودی نیزبا خودم می باشد” به این روند مرحله پذیرش و تغییر باورها می گویند حالا برای هر تغییر باید حرکت و تلاشی صورت گیرد.

هرگز درمورد افکار و باورهایی که در مورد این بیماری دارید ، از افراد غیر متخصص و بی تجربه سوال نکنید .برای همین است که وقتی شما یخچال منزلتان خراب می شود به برای تعمیر آن به یک خیاط مراجعه نمی کنید ، چرا که تخصص و تجربه یک خیاط در زمینه تعمیر یخچال نیست.

این باورها را با افراد متخصص و با تجربه در میان بگذارید، تا باورهای صحیح و غلط شما را از هم تفکیک نمایند تا اطلاعات درست از وضعیت و شرایط خود بدست آورید.

ادامه دارد …

مریم باباخانی روانشناس بالینی روان درمانگر (بهبود یافته از سرطان)